خانه / مذهبی / یادگار یاس / ولادت حضرت مهدی(عج)

یادگار یاس / ولادت حضرت مهدی(عج)

غرق نور

سپیده روز پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ ق می دمد. عطری آسمانی در فضا می پیچد و نرجس را دردی غریب فرا می گیرد. حکیمه، عمه امام حسن عسکری علیه السلام ، بی قرارْ به توصیه برادرزاده اش سوره قدر را زیر لب زمزمه می کند. نرجس در هاله ای از نور فرو می رود. صبح صادق می دمد. بوی بهشت فضای خانه امام حسن عسکری علیه السلام را عطرآگین می کند و طفلی پاک در روزی مقدس، جهان را غرق نور و هستی را غرق سرور می کند. میلادش مبارک باد.

طلوع آفتاب حقیقی آن روز آفتاب بی قرارتر از هر روز طلوع کرد تا چشمش به جمال فرزند منوّر امام حسن عسگری علیه السلام روشن شود. آفتاب نیمه شعبان دمید و با دمیدنش، مژده طلوع آفتابی حقیقی را برای تمامی مردمان به ارمغان آورد. سال ها بود که هستی در انتظار چنین لحظه ای بود. آن روز خانه امام حسن عسگری علیه السلام نور بارانْ و زمین از آمد و شد فرشتگان، آسمانی و آسمان شهر سامرا غرق نور بود. کودکی که آن روز پا به عرصه گیتی نهاد، چشم و چراغ خاندان امامت و ره پویان این راه مقدّس بود. میلادش بر تمام مستضعفان و منتظران جهان مبارک باد.

اصل و نسب امام علیه السلام

در نیمه شعبان سال ۲۵۵ ق با طلوع سپیده، بزرگ ترین منجی بشریتْ جهان را به نور پرفروغ خویش روشن کرد. نامش هم نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و کنیه اش نیز هم کنیه او بود. ایشان از پدری معصوم و مادری پاک و عفیف زاده شد. پدرش امام یازدهم شیعیان امام حسن عسگری علیه السلام و مادرش مَلیکه نام داشت.

ظلم و ستم حاکمان بنی عباس

حضرت مهدی (عج) در زمانی متولّد شد که حاکمان عباسی، زنجیر محاصره و حلقه فشار را بر امامان معصوم و پیروان ایشان بسیار تنگ کرده بودند. آن ها از طریق روایات ائمه اطهار علیهم السلام خبردار شده بودند که در شهر سامرا و در خانه امام حسن عسکری علیه السلام کودکی متولد خواهد شد که بنیان ظلم و ستم را ویرانْ و حکومت عدل و داد را برقرار می کند و خود، فرمانروای عالم می شود. از این رو، عباسیان و به ویژه معتمد عباسی، همانند فرعون برای جلوگیری از تولد آن کودک یا از بین بردن او، تلاش مذبوحانه ای را آغاز کردند و جاسوسان و مراقبانی گماردند تا همه خانه ها را تحت نظر بگیرند و کودکان تازه متولد را از دم تیغ بگذرانند. ولی اراده و خواست خداوند بر این قرار گرفت که این کودک در کمال سلامت متولد شود و شرق و غرب عالم را با نور خویش مزّین سازد.

بیان مسأله غیبت امام توسط ائمه علیهم السلام

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در سخنان خویش، مسأله غیبت امام دوازدهم را بارها بیان کرده بودند تا مردمان خود را برای امر غیبت ایشان آماده سازند. هم چنین بعد از امام هشتم علیه السلام ، دیگر امامان معصوم علیهم السلام کم تر در معرض دید همگان قرار می گرفتند و فقط برای پیروان خاص، آن هم در مواردی اندک ظاهر می شدند. حتی آن بزرگ وارانْ گاه پاسخ به سؤالات و رفع نیازمندی های مسلمانان را از پشت پرده انجام می دادند تا مردم خود را برای غیبت حضرت مهدی(عج) آماده کنند. این تمرین باعث می شد که غیبت امام برای جامعه سخت نباشد و مردم برای غیبت ایشانْ زمینه ذهنی پیدا کنند.

غیبت صغری و کبری

دوران غیبت حضرت مهدی (عج) به دو بخش تقسیم می شود: دوره غیبت صغری از پنج سالگی آن حضرت، یعنی از زمان شهادت پدر بزرگ وارشان امام حسن عسکری علیه السلام آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ق ادامه پیدا می کند. در این مدت، حضرت از طریق چهار تن از نمایندگان خاص خود با نام های عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن علی بن محمد سَمُری با مردم در ارتباط بودند. با درگذشت آخرین نماینده ایشان، دوران غیبت کبری از سال ۳۲۹ ق آغاز گردید که تاکنون نیز ادامه دارد. خداوند حکیم چنین مقدّر فرمود که پیش از غیبت کبری، مدت ۶۹ سال وجود مقدّس امامْ از دیده ها پنهان و ارتباط ایشان با شیعیانْ غیرمستقیم باشد تا آن ها خود را برای غیبت کبری آماده سازند.

آزمایش بندگان

یکی از سنّت های ثابت الهی، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است. زندگی انسان ها، همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه، در پرتو ایمان و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند، تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا گردد. غیبت امام عصر نیز یکی از صحنه های آزمایش الهی است؛ گروهی که ایمان استواری ندارند، باطن شان ظاهر می شود و دست خوش شک و تردید می گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلب شان ریشه دوانده، به سبب انتظارِ ظهور آن حضرتْ شایسته بخشش های الهی می گردند و این از سخت ترین آزمایش های الهی است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید: «هنگامی که پنجمین فرزندم از نظرها غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن خارج نکند. برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آنْ بندگانش را می آزماید».

وظایف منتظران در دروان غیبت

یکی از وظایف مهم منتظران در زمان غیبت، دعا کردن برای ظهور حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: «برای پیش افتادن ظهور من زیاد دعا کنید؛ چرا که آنْ گشایش امر شماست».

براساس فرموده بزرگان دین، کسی که برای تعجیل در فرج امام زمان دعا کند، مشمول برکات زیر می گردد: اطاعت از امر مولا که سبب زیاد شدن نعمت است؛ ادای قسمتی از حقوق آن حضرت؛ دعای متقابل حضرت در حق دعا کننده؛ شفاعت از سوی حضرت صاحب امر؛ استجابت سایر دعاها؛ دفع بلایا؛ وسعت رزق و روزی و نیز آمرزش گناهان.

زمین در زمان ظهور

یکی از عواملی که سبب می شود مردم از حضرت ولی عصر (عج) غافل باشند و از دعا کردن برای فرج آن حضرت غفلت ورزند، عدم آگاهی به زندگی سعادت بخش و معنویِ در زمان ظهور آن بزرگ وار است. امام صادق علیه السلام تحوّل جهان را در پرتو قرآن و در زمان ظهور حضرت امام زمان (عج) چنین توصیف می کند: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن می شود، تاریکی از بین می رود و مردم از نور خورشید بی نیاز می گردند، عمر انسان طولانی می شود، گنج های نهفته زمین بر مردم ظاهر شده و در برابر دیدگان آنان قرار می گیرد. در آن زمان، مردم به فضل پروردگارشان بی نیاز می شوند تا جایی که به دنبال مستحقّان زکات و صدقات می گردند، ولی آن ها را نمی یابند».

خدمت به حضرت صاحب الامر(عج)

از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم به دنیا آمده است؟ فرمود: «نه، ولی اگر او را درک می کردم، تمام روزهای عمرم را به خدمت او می پرداختم». آیت اللّه سید محمد تقی موسوی اصفهانی گوید: این حدیث اشاره به این دارد که خدمت کردن به آن حضرت، برترین عبادت ها و محبوب ترین طاعت هاست؛ زیرا امام صادق علیه السلام که عمر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت الهی صرف نکرده، این عبادت را ترجیح می دهد و می فرماید که اگر قائم را درک می کردم، روزگار را در خدمت او می گذراندم.

طاووس اهل بهشت

در روایات آمده که حضرت مهدی (عج) شبیه ترینِ مردم به حضرت رسول صلی الله علیه و آله در شمایل و رفتار است. آن حضرت گندم گون است، پیشانی اش فراخ، رویش تابان، ابروانش به هم پیوسته و بینی مبارکش باریک است. نیکو صورت بوده و نور رخسارش چنان درخشان است که بر سیاهی محاسن شریفش چیرگی دارد. برگونه راستش خالی زیبا است.

هم چنین گفته شده که مهدی، طاووس اهل بهشت است و قدّش چنان رشید و بلندْبالاست که هیچ چشمی، آدمی ای به آن اعتدال و تناسب ندیده است.

نبودن زمینه مناسب و آمادگی در مردم برای ظهور

شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی، به منظور هدایت مردم و رساندن آن ها به سرمنزل مقصود و کمال مطلوب است و این امر در صورت میسّر می شود که مردمْ آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند. اگر زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در آن ها اثری ندارد. متأسفانه فشارهایی که به ویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر ائمه معصوم علیهم السلام وارد شد و محدودیت های فوق العاده ای که برقرار گردید، نشان داد که زمینه مساعدی برای بهره مندی از هدایت ها و راهبری های ائمه علیهم السلام در جامعه وجود ندارد؛ از این رو، حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا جامعه، آمادگی لازم را به دست آورد.

بقیه اللّه

در روایات متعددی می خوانیم که لفظ «بقیه اللّه » که در قرآن ذکر شده، به وجود مبارک حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است. امام باقر علیه السلام در این باره می فرمایند: نخستین سخنی که حضرت مهدی پس از قیام خود می گویند، این است: «بقیهُ اللّه ِ خَیْرٌلَکُم اِنْ کُنْتُم مُؤْمِنین» و سپس ادامه می دهد: منم بقیه اللّه و حجت و خلیفه او در میان شما، پس از آن هیچ کس بر او سلام نمی کند، مگر این که می گوید: «السلام علیک یا بقیه اللّه …». از آن جا که حضرت، آخرین پیشوا و یکی از بزرگ ترین رهبران انقلابی پس از پیامبر است، یکی از روشن ترین مصادیق ذخیره الهی بوده و از همه به این لقب شایسته تر است.

قائم

یکی از القاب امام دوازدهم «قائم» است. در روایات آمده که چون حضرت رضا علیه السلام نام امام زمان را شنید، نشان شادی و سرور در سیمای آن حضرت آشکار گردید. پس سر مبارکش را به طرف زمین خم کرد و فرمود: «خداوندا! فرج حضرتش را نزدیک بگردان و ما را به واسطه او پیروز و دشمنانش را نابود کن». ایشان چون نام قائم را می شنید، از جا برمی خاست، دستش را بر سر می نهاد و حالت خضوع به خود می گرفت.

ذخیره بزرگ الهی

این که در پاره ای از تعبیرات نام «بقیه اللّه » بر مهدی موعود گذاشته شده، به این دلیل است که او یک وجود پر فیض و ذخیره بزرگ الهی است که برای برچیدن بساط ظلم و بیدادگری در جهان و برافراشتن پرچم عدل و داد نگه داری شده است.

اعتقاد مشترک پیروان همه ادیان

اعتقاد به وجود و ظهور منجی، اختصاص به عقاید شیعه ندارد، بلکه پیروان همه دین ها و آیین ها معتقدند که در آخرالزمان که فساد و بی بندو باری و ظلم همه جهان را فرا می گیرد، یک مُصلح و منجیِ بزرگ ظهور می کند و با نیروی غیبی خود، جهان را از این بحران و آشفتگی نجات می دهد و آسایش و رفاه را برای مردمان به ارمغان می آورد. پیروان همه ادیان در سراسر جهان، همگی منتظر ظهور و طلوع آن نجات دهنده بزرگ هستند. او در نزد ادیان مختلف، به نام های گوناگون معروف است و هر ملتی، او را از آنِ خود می داند.

شناختن امام (عج)

امام حسن عسکری علیه السلام درباره اهمیت و ضرورت شناخت امام زمان (عج) می فرماید: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ در زمان جاهلیت مرده است». پس بر تمام آنان که امام زمان خویش را شناخته و به حضرتش ایمان دارند، واجب است که ایشان را به دیگران نیز بشناسانند. عالم ربانی آیت اللّه میرزا مهدی اصفهانی که از جمله شیفتگان و بارْیافتگان آستان امام زمان است، در نامه ای به شاگرد خود، نخستین وظیفه عالمان را باز کردن در خانه اهل بیت به روی پیروان آن ها می داند و توصیه می کند که آنان باید در موضوع امامت و کمالات حضرت ولی عصر سخن برانند. او در بخشی از نامه خود می نویسد: «تو را ای برادر سفارش می کنم و باز سفارش می کنم که مردم را به سوی امام زمان شان و ملجأ و پناه شان ـ صلوات اللّه علیه ـ دعوت کنی و دل ها و زبان هاشان را به او متوجه سازی».

در آرزوی تحقق حکومتی صالح

انسان در طول تاریخ، همیشه در آرزوی تحقق حکومتی صالح و دور از ظلم و بی عدالتی بوده است. قرآن کریم در معرّفی حکومت حضرت مهدی (عج) و موعود آخرالزمان، بر این درخواست فطری انسانْ و نیز بر این نکته تأکید می کند که اعتقاد به او، تنها به شیعیان و مسلمانان اختصاص ندارد، بلکه تمام پیامبران گذشته بشارت فرا رسیدن او را داده اند. قرآن وی را به عنوان منجی و ذخیره الهیِ همه انسان های مستضعف در سراسر جهان معرفی و از او به عنوان شخصیتی که فراتر از هر مذهب و ملیتی است، یاد می کند.

مسجد جمکران

یکی از اماکن مقدسی که مورد توجه حضرت ولی عصر(عج) می باشد، مسجد جمکران قم است که در موارد متعددی پیروان آن حضرت در این مسجد از برکات آن امام غایب بهره مند شده اند. این مسجد به دستور امام زمان (عج) و توسط حسن مُثله جمکرانی بنا گردید و از طرف آن حضرت، سفارش فراوانی به روی آوردن مردم به آن مکان صادر شده است.

ایمن دهنده اهل زمین

یکی از القاب حضرت، «ماءِ مَعین» یعنی آب ظاهر جاری بر روی زمین است که در زمان ظهور، مردم از این سرچشمه فیض ربّانی به سهل و آسانی استفاده می کنند و بهره می برند، مانند تشنه ای که در کنار نهر گوارایی باشد. در زمان غیبت نیز ایشان به مثابه جویبار زلالی هستند که مردم از برکت وجودش بهره مندند، گرچه خود بی خبرند. چه بسیارند افرادی که در هنگام گرفتاری ها، به ایشان توسّل جسته و مشکل شان حل شده است. نیز چه بسیارند گنه کارانی که از برکت وجود حضرت ولی عصر (عج) نور هدایت بر قلب شان تابیده و از گمراهی ها نجات یافته اند.

نگاه مهرآمیز امام زمان(عج)

هنگامی که «دِعْبِل خَزایی» اشعار خود را در محضر امام هشتم علیه السلام خواند، چون از بقیه اللّه و قیام شکوه مند آن حضرت یاد کرد، امام رضا علیه السلام از جای خود برخاست و دست مبارکش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولی عصر تواضع نمود و برای فرجش دعا کرد. از امام صادق علیه السلام سؤال شد که چرا باید به هنگام شنیدن نام «قائم» از جا برخیزیم؟ حضرت فرمود: «برای آن حضرت غیبتی طولانی است و این لقب، یادآور دولت برحق آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. آن حضرت از شدت محبت و مرحمتی که به دوستانش دارد، به هر کسی که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت آمیز می اندازد؛ بنابراین، بر دوست داران آن حضرت است که در مقابل صاحب عصر خویش، از جای برخیزند و تعجیل در امر فرج مولای شان را از خداوند منّان بخواهند».

تهذیب نفسْ وظیفه شیعه منتظر

وظیفه مهم منتظران حضرت، تهذیب نفس و آراستگی به اخلاق نیکوست. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم قلمداد شود، باید منتظر واقعی باشد و در این حال، به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار کند. پس چنان چه در این حال بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او، هم چون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است؛ پس بکوشید و در انتظار بمانید. گوارا باد شما را ای گروه مشمول رحمت خداوند». در نامه شریفی که از سوی حضرت صاحب الزمان (عج) برای شیخ مفید رحمه الله صادر شد، اعمال ناشایست و گناهانی که از شیعیان آن حضرت سر می زند، یکی از اسباب طولانی شدن غیبت و دوری شیعیان از دیدار ایشان شمرده شده است.

بندگان صالح، وارث زمین در آخرالزمان

خداوند سبحان در آیه ۱۰۵ سوره انبیا می فرماید: «ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که بندگان صالح من، وارث حکومت زمین خواهند شد». در خصوص این آیه، از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: «بندگان صالحی که خداوند در این آیه به عنوان وارثان زمین یاد می کند، یاران مهدی در آخرالزمان هستند». از پیامبر اکرم نقل است که فرمود: «اگر از عمر جهان یک روز بیش باقی نماند، خداوند سبحان آن روز را آن قدرطولانی می کند تا مرد صالحی را از خاندان من برانگیزد که صفحه زمین را پر از عدل و داد کند، همان گونه که از ظلم و ستم پرشده است».

عرضه شدن اعمال شیعیان بر امام زمان (عج)

امام زمان واسطه فیض و رحمت الهی بین خدا و بندگان است. جای تردید نیست که آن بزرگ وار از کردار همه بندگان نیکوکار و بدکار آگاه می شود، به ویژه این که آن حضرت به مسلمانان و شیعیان توجه خاص دارد و هم چون پیامبر، هرگاه کار نیکی از آنان ببیند، خدا را سپاس می گوید و در هر کار بدی، برای شان استغفار می کند. نکته اساسیِ این مطلب، بُعد تربیتی خاصی است که توجه به آن، امت پیامبر و پیروان معصومان را به نوعی مراقبت همیشگی نسبت به کردار خویش وا می دارد. امام زمان(عج) در نامه ای خطاب به شیعیان فرمودند: «ما بر اوضاع و احوال شما کاملاً آگاهیم و هیچ یک از اخبار شما بر ما پوشیده نمی ماند».

اعمال شب نیمه شعبان

در این شب مقدس، از امام زمان مان مدد می گیریم و از خداوند می خواهیم که روح ما را در زلال یاد و نامش شست و شو دهد و عهد می بندیم که از این پس، امام زمان را از خویش راضی نگه داریم. از جمله اعمال شب نیمه شعبان، غسل و نیز احیای این شب به نماز و دعا و استغفار است. در روایت است که هر کس این شب را تا صبح به عبادت بگذراند، دل او در روزی که دل ها می میرند، نمی میرد. از دیگر اعمال این شب زیارت امام حسین علیه السلام است که برترین کارهای این شب است و باعث آمرزش گناهان می شود.

به منتظرانش بپیوندیم

نیمه شعبان، روز شکفتن زیباترین گل بوستان محمدی است؛ گلی که با معصیت ها و تیرگی های ما، رخ در نقاب غیبت کشیده و سر بر سجده ای هزار ساله نهاده و با چشمانی همیشه بارانی، نجات ما را از ظلمت و تیرگی می طلبد.

بیایید در این روز مبارک که روز میلاد اوست، با توبه ای از سر حسرت و پشیمانی، به پیروان و منتظران حضرتش بپیوندیم و با خواندن دعای عهد، عهد بیعت مان را با او تجدید کنیم؛ باشد که به زودی چشمان مانْ بلندای قامتش را قاب گیرند و به نور جمالش روشن شوند.

هم نوا با امام سجاد علیه السلام

در این روز مبارک و مقدس، به یاد آن یگانه منجی بشریتْ با امام سجاد علیه السلام هم نوا می شویم که برای حضرتش این گونه دعا فرمود: «پروردگارا! به بنده برگزیده خویش که دین تو را پاس می دارد، قدرت و سلطنت عطا فرما و بر دشمنان دینْ پیروزش دار و از شر اصحاب عناد و لجاج ایمنش فرمای.

پروردگارا! بازوانش را نیرومند کن و از کمک و مساعدت و یاری خویش برخوردارش دار و فرشتگان خود را به حمایتش بگمار و نیروی آسمانی خود را ـ که همه جا پیروزمند است ـ به پشتیبانی اش فرو فرست و کتاب خود را با دست وی بر پای دار و حقوق حقه و شرایع مقدس خویش را به دستش زنده ساز و سنّت های پیامبر خود را در دولتش به کار انداز و آن چه را از معروف و محمود که دشمنان تو پای مال ساختند، در پناهش بر کرسی نشان و بنیان ظلم و ستم را با شمشیر وی از بیخ برکن و رأفت و عطوفت و محبت وی را بهره ما فرمای… و چنان کن که ما در رضایتش بکوشیم و به یاری اش بشتابیم و تا آن جا که بتوانیم، از وجود عزیزش در روز حادثه دفاع کنیم و بدین ترتیب، به درگاه تو و جوار پیامبر گرامی ات نزدیک تر شویم».

بشارت پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر خود چنین فرمودند: «خاتم امامانِ ما مهدی است. آگاه باشید که او چیره شونده بر همه ادیان، انتقام گیرنده از ظالمان و فاتح و منهدم کننده دژهاست. اوست که تمام قبایل اهل شرک را نابود می سازد و خون بهای تمام اولیای حق را می گیرد. او برگزیده و منتخب خداوند، و وارث همه علوم است. امور دین به او تفویض شده و پیامبران پیشین به او مژده داده اند. او حجت باقی خداست و بعد از اوحجت و حقی نیست. کسی بر او پیروز نمی شود؛ زیرا او ولیّ خداوند و حاکم الهی بر خلایق و امین پروردگار در ظواهر و اسرار است».

حضرت مهدی(عج) به روایت معصومان

سرچشمه فیض

وجود پاک و نورانی حضرت ولی عصر(عج)، چه در دروه غیبت صغری و چه در دوره غیبت کبری، همواره منبع فیض و برکات فراوانی بوده است و مؤمنان در هر دوره، از وجود مقدّس ایشان بهره ها برده اند. ایشان چون آفتابی تابانْ از پس ابر غیبت به نورافشانی مشغول اند. جابربن عبداللّه انصاری نقل کرده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: آیا شیعیان دردوران غیبت از قائم(عج) بهره می گیرند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «سوگند به خدایی که مرا به رسالت مبعوث کرد، پیروان حضرت در حال غیبت از قائم بهره و از نور ولایت او روشنی می گیرند، همان گونه که مردم از آفتاب بهره مند می شوند، هرچند ابر سیمای آن را بپوشاند».

برکات آسمانی

در احادیث گوناگونی آمده است که در زمان ظهور حضرت مهدی(عج)، برکات آسمانی زیاد و گنج های زمینی ظاهر می شود. زمین چیزی از بذرهای خود را نگه نمی دارد، مگر این که آن را بیرون دهد و آسمان چیزی از باران رحمتش را نگه نمی دارد، جز این که آن را سیل آسا بر مردم فرو می ریزد.

برخورداری مردم از نعمات

وجود پاک و مقدس امام عصر(عج) منشأ خیرات و برکات فراوانی است. این خیرات و برکات در زمان ظهور ایشان صد چندان می شود، به گونه ای که دست بخشنده ایشانْ هیچ نیازمندی را ناامید باز نمی گرداند و بخشش های آن حضرت، بی دریغ و بی شمار برمردم و بر همه موجودات فرو می بارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: «امت من در زمان حضرت مهدی، آن چنان از نعمت ها برخوردار می شوند که هرگز نظیر آن دیده نشده است. آسمان سیل آسا بر آنان فرو می ریزد، زمین تمام گیاهانش را می رویاند و ثروت در آن روز روی هم انباشته می شود».

ثبات در دین

با طولانی شدن غیبت امام دوازدهم (عج)، عده زیادی از مردم از دین منحرف شده و منکر وجود پاک و نورانی آن حضرت می شوند. از این رو، از ائمه اطهار علیهم السلام روایات گوناگونی در خصوص اجر و ثواب کسانی که بر دین و آیین آن حضرت باقی می مانند و ذرّه ای تردید به خود راه نمی دهند، نقل شده است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «قائم ما غیبتی دارد که مدت آن طولانی خواهد بود. آگاه باشید که هر کس به دینش ثابت بماند و با طولانی شدن غیبت او، دلش قساوت پیدانکند، روز رستاخیز در رتبه من و با من خواهد بود».

خالی نماندن زمین از حجت خد

طبق اعتقادات اسلامی، زمین هیچ گاه از حجت و ولیّ خدا خالی نمی شود و همه هستی، حیات خود را مرهون وجود پاک و مقدس اوست. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «هیچ گاه صفحه زمین از قائم با حجت و دلیل ـ خواه ظاهر و آشکار باشد یا مخفی و پنهان ـ خالی نمی ماند، تا دلایل و اسناد روشن الهی ضایع نگردد و به فراموشی نگراید و مسخ و تحریف نشود».

شبیه به پیامبر در خلق و خَلق

در سنن ترمذی که یکی از کتاب های معتبر اهل سنت است، آمده است که روزی حضرت علی علیه السلام به پسر خود امام حسین علیه السلام نظر کرد و سپس فرمود: «این پسرمن سید و مهتر قوم است، چنان که حضرت رسول صلی الله علیه و آله او را سید نام کرد و ازفرزندان او مردی خواهد آمد که نام پیغمبر شما را دارد در خلقت و خلق شبیه اوست و زمین را از عدالت پر خواهد کرد».

مخفی بودن ولادت

خداوند با قدرت بی پایان خود، ولادت حضرت مهدی (عج) را از دشمنان مخفی کرد و تاکنون، آن حضرت را مشمول حمایت خود قرار داده تا حکومت عدل جهانی به دست حضرتش برقرار گردد. حضرت امام حسن علیه السلام چندین سال پیش از ولادت قائم آل محمد (عج)، درباره آن حضرت می فرماید: «قائم همان کسی است که حضرت عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می گزارد. به درستی که خدای متعال ولادت او را مخفی می دارد و او را از نظرها پنهان می کند.زمانی که فرزند برادرم حسین بیاید، خداوند عمر شریفش را در زمان غیبت طولانی می کند و به قدرتش او را ظاهر می سازد، در حالی که همانند جوان کم تر از چهل سال می نماید تا همه بدانند که خداوند بر همه چیز قادر و تواناست».

عدالتی فراگیر

هنگامی که حضرت مهدی (عج) ظهور می کند، از تمام ظالمان و ستمگران انتقام می گیرد و آنان را ازصحنه روزگار محو می کند و همه را زیر چتر عدالت فراگیر خود قرار می دهد. امام حسین علیه السلام در حدیثی می فرماید: «خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد و آن گاه او از ستمگران انتقام می گیرد». و نیز در حدیثی دیگر می فرماید: «آن گاه که برپا دارنده عدالت ـ امام مهدی(عج) ـ قیام کند، عدالتشْ نیکوکار و بدکار را فرا می گیرد».

آن که دجّال را می کشد

امام سجاد علیه السلام در خطبه معروف خود در مجلس یزید، ویژگی های خاندان عصمت و طهارت را برمی شمارد و می فرماید: «خداوند به ما علم، حلم، سخاوت، شجاعت و محبت در دل مؤمنان عطا کرده است. رسول خدا ازماست، وصی او از ماست، سرور شهیدان حمزه سیدالشهدا از ماست، جعفر طیار و دو سبط امت از ما هستند و آن مهدی که دجّال را می کشد نیز از ماست».

آفتاب حق و حقیقت

هنگام ظهور حضرت ولی عصر (عج)، زمین از وجود آن حضرت نورباران و آفتاب حق و حقیقت عیان می شود. جهل و ظلمت از روی زمین رخت بر می بندد و کدورت ها و تیرگی ها بر طرف می شود. مفضّل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که ایشان فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن می شود و بندگان از نور آفتاب بی نیاز می شوند و ظلمت برطرف می گردد».

خورشید پشت ابر

حضرت مهدی(عج) در میان مردم رفت و آمد دارد، اگرچه مردم ایشان را نشناسند. بنابراین، در زمان غیبتْ پاسداری امام از دین و دستگیری از مردم شایسته، به خوبی انجام می گیرد و در حقیقت، امام همانند خورشید پنهان پشت ابر است که از نورش موجودات بهره می برند. امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که پرسید بود: چگونه مردم از امام غایب استفاده می کنند؟ فرمود: «همان گونه که از خورشید، وقتی که ابر آن را می پوشاند، استفاده می کنند».

منکر مهدی(عج) منکر رسول خدا صلی الله علیه و آله

در روایات متعددی که از ائمه اطهار علیهم السلام به ما رسیده، بشارت ظهور حضرت مهدی(عج) داده شده است. در این روایات تأکید شده که مؤمنان باید همواره بر آیین خود استوار بوده و به وجود آن حضرت ایمان داشته باشند. امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هر کس به تمام امامان اقرار کند، ولی وجود مهدی را منکر شود، مانند کسی است که به همه پیامبران عقیده داشته باشد، ولی پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله را انکار کند».

ظهور حضرت مهدی(عج) در کنار کعبه

امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرماید: «چهارمینِ از فرزندان من، مردی است که خداوند به وسیله او، زمین را از هر جور و ستم پاک می کند. اوست که پیش از خروجش غایب می شود و زمانی که قیام می کند، زمین به نورش نورْباران می کند و عدالت را درمیان مردم برقرار می سازد. در آن زمان، کسی ظلم نمی کند و به کسی ظلم نمی شود. هنگام ظهور او، منادی از آسمان، به طوری که تمام اهل زمین صدایش را می شنوند، ندا می دهد: «بدانید که حجّت خدا در کنار بیت اللّه ظهور کرده، پس از او تبعیت کنید، به درستی که حق در او و با اوست».

وحدت در زمان ظهور

یکی از رسالت های بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام ایجاد وحدت بین مسلمانان و پیوند بین قلب های مؤمنان بود و آن بزرگ وارانْ همواره در این راه تلاش های فراوانی از خود نشان می دادند. در زمان ظهور امام زمان(عج)، این رسالت به طور کامل تحقق می پذیرد. امام هادی علیه السلام در این باره می فرمایند: «اوست که امت اسلامی را به وحدت کامل می رساند و نعمت های الهی رادر حق آنان به نهایت خواهد رساند. خداوند متعال به واسطه آن حضرت، حق را پا برجا و باطل را نابود خواهد ساخت».

مثل خضر و ذوالقرنین

یکی از یاران امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: «به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رفتم و می خواستم از آن حضرت درباره جانشین شان سؤال کنم. حضرت پیش از آن که سخن بگویم، فرمود: «ای احمد! خدای عزوجل از روزی که آدم را آفرید، تاکنون زمین را از حجت الهی خالی نگردانیده و تا روز قیامت هم خالی نخواهد گذاشت. این حجت کسی است که خداوند به برکت او، بلاها را از اهل زمین دفع می کند و از آسمان باران رحمت می فرستد و برکت های زمین را می رویاند». گفتم: یابن رسول اللّه ! پس امام و خلیفه بعد از شما چه کسی خواهد بود؟ حضرت به داخل خانه رفت و وقتی بیرون آمد، کودکی بر دوشش بود مانند ماه شب چهارده که سه ساله می نمود. بعد حضرت فرمود: «این امام بعد از من است. ای احمد! مَثَل او در این امت، مَثَل خضر و ذوالقرنین است. به خدا سوگند که او از دیده ها پنهان خواهد شد و تنها کسانی که امامت او را بپذیرند و برای فرج او دعا کنند، رستگار می گردند».

دل نوشته ها

خدا کند تو بیایی

… سنگینی بار انتظارْ بر پشتِ ما، سنگینی یک سال و دو سال نیست، سنگینی یک قرن و دو قرن نیست، حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست. تاریخ انتظار و شکیبایی ما، به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است، بر می گردد. به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوی مظلومیت نشست. به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید. از آن زمان تاکنون، ما به آب حیات انتظار زنده ایم؛ انتظار ظهور منتقم خون حسین.

تاریخ استقامت ما از آن هم دورتر می رود، از عاشورا می گذرد و به بعثت پیامبر اکرم می رسد. هم اودر مقابل همه جهل و ظلم و کفر و شرکت و عناد و فسادی که جهانِ آن زمان را پوشانده بود، وعده می فرمود که کسی خواهد آمد؛ نامش نام من، کنیه اش کنیه من، لقبش لقب من است و جهان را از توحید و عدل و عشق و دادْ پر خواهد فرمود.

اما تاریخ صبر و انتظار ما به دورترها برمی گردد. به مظلومیت و تنهایی عیسی، به غربت موسی، به استقامت نوح و از همه این ها می گذرد تا به مظلومیت هابیل می رسد.

انظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان. آری و در آن زمان، هستی حیات خواهد یافت، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ های خشکیده علم، خون تازه خواهد دوید. شیطان خلع سلاح خواهد شد و انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد کرد.

سید مهدی شجاعی

ماییم و بغض ابرها

بی تو در بیابان بی کسی، چشم های مان را به انتظار سپرده ایم و آمدنت را به دردمندی دل هامان مژده می دهیم. ماییم و آسمانی از بغض ابرها و امید تیغ تو که انتشار باران است. ماییم و تهی دستی و تشنگی. ماییم و این صحیفه ناتمام و چشم هایی که در انتظار فصل توست. ماییم و شب های شوق که به واژه های ندبه صبح می شود.. ماییم و آفتاب که در برابر چشمان تو حقیر است. دریا شبنمی است چیکده بر غنچه ای از باغ تو. حُسن از تو می آموزد و فیض از تو بهره مند می شود. رستگاری در پی قدمت افتاده و نجاتْ محتاج توست. ماییم و دشت که نقطه ای است در برابر نگاهت. ماییم و کوه که شرمنده طاقت توست. ماییم و خط خون که تا قیامت جاری است. ما تو را در شب وصل به میهمانی دل ها می خوانیم. ضیافتی که دشت آشنایی است. مجلسی که درآنْ صدق، اعتقاد و اخلاصِ عمل می دهند. عین الیقین می بخشند.

اکرم حسین آبادی

بیا که جهان در انتظار توست

می دانی به چه می مانم، به کبوتری زخم خورده که درد هجران بی تابش کرده؛ پس بگذار از غبار تن بکوچم و خود را در زلال اشک بشویم و از تو بگویم.

مهدی جان! ما به انتظارت می نشینیم تا از انتهای جاده خلوص بیایی و برای مان هدیه ای از گلشن رضوان بیاوری. ای وای که انتظار و بردباریِ ما را وسعتی است از هابیل تا کنون و تابرخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور تو.

بگو در کدامین سپیده دم متولد شدی که روح پاکت از ظلمت و سیاهی خالی است؟ تو در صخره کدام دماوندِ با شکوه ایستاده ای و بر بال کدامین البرزِ سربلند تکیه کرده ای که آفتابْ در حضور تو فانوسی است، در انتهای دریاهای آبی رنگ؟

بیا، بیا ای عشق تا دیده بارانی مان را به وسعت شانه هایت تقدیم کنیم. بیا که جهان در انتظار توست و بغض در گلوی عاشقانْ آماده شکستن است. می دانم که تو خواهی آمد و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت. تو می آیی در حالی که دست هایت پر از گل های نرگس است. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که بادْ کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوس ها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت، خونِ طراوت و زندگی در رگ های صبح جریان پیدا خواهد کرد.

سمیرا ابراهیمیان

مهربان و پر نور

حبیب من! قصه پر غصه فراق و جدایی تو را هر اهل دلی که بشنید، از دردْ جانش به خزان نشست. اهل دل که نه، داستان غیبت تو را بر هر سنگ و گیاهی که خواندند، پژمرده گشت. کبوتران آسمان به حال ما بیچارگان رقّت می کنند و ماهیان مدامْ عوض ما ظهور تو را می طلبند.

مولای من! آن قدر روزها و شب ها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه نشین شده ای؟ ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدواری که ما به سویت بگردییم. مولای من! ای رنجور نامردمی ها! اینک من، در دل تار شب، در خلوت بی کسی روز، آرام برمی خیزم، دو رکعت نماز نیاز می خوانم که بدی ها و غفلت هایم را نادیده بگیری و تو چقدرمهربانْ همه گذشته هایم را و همه بدی هایم را می بخشی. مهربان و پرنور مرا می پذیری و نوای گرم و صمیمی اتْ در بند بند وجودم شنیده می شود که می فرمایی: «خدایا، خداوندا! از درگاهت می خواهم که از ثواب های منِ مهدی برداری و در نامه اعمال شیعیانی قرار دهی که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشته اند».

سعید بیان الحق

برداشتی از دعای عهد

ای پروردگار صبح! در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطّر می سازم، تا شعر سپید این عشقْ در صحن دلم تکرار شود. طراوت جاریِ این عهد و بیعت، هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد. خالق مهربان من! اگر دست تقدیرتو، لباس سپید آخرت را بر تن من پوشانْد و درخت زندگی ام تن به خواب زمستانی و ابدی خویش سِپُرْد و میان من و آن بهار موعود جدایی افتاد، پس در زمانی که سیمای مهربانِ آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد، مرا از محراب قبرم برانگیز و توفیق احرامْ در صحنه و صفایش را عنایت کن، تا لبیک گویان در گرد کعبه وجود مقدّسش طواف کنم.ای اجابت کننده هر دعا! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوهِ غیبت از دل ها برخیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. خدایا! شب یلدای هجران را به یُمن ظهور ماهِ کاملش کوتاه کن که شب پرستان، هم چنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و مؤمنان، طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانند.

برداشتی از دعای فرج

خدایا! طوفان بلا از هر سو برخاسته است و امواج فتنه از هر طرف زبانه می کشد. سایبان های نجابت فرو افتاده اند و ساقه های توسل شکسته اند و گل های امید پرپرگشته اند. زمین با همه وسعتش، چونان قفس تنگی فرصتِ پریدن را گرفته است و آسمان با همه سخاوتش، باغ بخیلی است که در فصل ایثارْ درهای رحمتش ناگشوده مانده است. خدایا! دست های التماس من، تنها و تنها نسیم عنایات تو را به یاری فرا می خواند و دلِ شکسته ام، فقط در محراب محبت تو زبان به شکایت می گشاید و میعادگاه آشفته ترین روزها و آسوده ترین شب هایم، حرم امن توست. ای بهار عاشقان! دل های شکسته، بی قرار فصل فریادرسیِ تواَند و پلک های خسته، استقبال از باران صدایت را لحظه شماری می کنند. پس ای آفتابی ترین صبح! چشم های تشنه را به نور نگاهت سیراب گردان و در طلوع ناگهانی ات، هر چه بیش تر شتاب کن.

روشنایی بی مرز

به هیأت آفتاب می مانی، آن هنگام که ابرهای سیاه غفلت و ظلمت ما، قامت آسمانی ات را قاب می گیرند.

ای روشنایی بی مرز! این روزها، آسمانِ دلمان در فراقتْ مهمان بی ستاره ترین شب هاست. سجاده هامان مدت هاست نمِ اشکی به خود ندیده است. دست هامان سال هاست در خشک سالی بخل مانده اند و دل هامان در انتظار قطره ای عاطفه سوخته اند.

ای نور! بی تو آفتاب از خود نوری ندارد و این روشنایی کاذب، فریب چشمان ماست؛ چرا که در غیبت تو، آسمان همیشه سیاه پوش است. ما بی تو در تاریکی محض به سر می بریم و درانتظار صبح ظهور تو بیدار مانده ایم.

در حسرت قامت تو

ای موعود! درآستانه بهاری دیگر از تولدت ایستاده ایم؛ بهاری که بی حضور تو، سال هاست هم نشین خزان است و درانتظار دستان تو بر سر می برد. درفراق تو، گل ها اندیشه شکفتن را از یاد برده اند و رودها، حیران در بستر زمینْ به دنبال ردّ پایی از تو سرگردان اند، چشمه ها در انتظار تو می جوشند و دریاها در فراق تو می خروشند. ای ناگشوده ترین راز! دشت را بنگر و شقایق های داغ دار را که یک صدا تو را می خوانند و درختان را که در هر صبح و شام، حسرت بلندای قامت تو را آه می کشند و آفتاب را که هر سپیده دم، به شوق دیدار تو طلوع می کند و در حسرت روی تو، در دل آسمان می سوزد و در فراق تو به خون می نشیند.

ای خورشید پنهان! در این عصر آهن و موشک، زمین در خشک سالی ظلم و ظلمت غوطه می خورد و جهان در پنجه های بی عدالتی گرفتار آمده است. بگو، آفتاب جمالت کی و از کدام سمت می تابد و دستان بهارآورت، در کدام فصل گل می دهند. بیا تا دل هامان دوباره عاطفه را تجربه کند و پرواز را بیاموزد. بیا تا روزگارمان یک سره آفتابی شود. درختان در سایه سار قامت تو بیارمند و شقایق ها داغ خود را فرو نهند. ای آرام بخش دل دریا! چشمان ما کی بلندای قامت تو را قاب می گیرند.

در انتظار بهار

سلام بر آفتاب قلب همیشه بیدارت که غروبی ندارد. سلام بر ابر چشمانت که مدام حدیث بارش را تلاوت می کند. سلام بر جاری لبانت که همواره عطر نام خداوند را می تراود.

آه ای بهار پنهان! آن هنگام که شاخه دستان نیلوفری ات به قصد نیاز بر درگاه دوست می پیچند، برای ما خواب زدگان چه تمنّا می کنی و زیر باران همیشه مستجاب چشمانت، رو سفیدی کدام گنه کار را از خدا می خواهی؟

ای همیشه در قنوت! عطر تو، تا ناکجا آباد جهان پیچیده، ولی مشام مسموم ما، کی می تواند شمیم روح بخش حضورت را استشمام کند. ای همیشه بارانی! ما در انتظار روزی هستیم که بهار وجودت بر شاخه هستی شکوفه کند. درختان به یُمن قدومت جامه سبز بر تن کنند و گل ها عطرِ از دست رفته خود را بازیابند. تا رسیدن آن روز بر سجاده نیاز خواهیم نشست و همواره با اشک چشم، قلب هامان را شست وشو می دهیم و از خداوندْ مولامان را می طلبیم.

پنجره ها به سمت خداوند

می آیی، از پشت فاصله ها و زمین پر از قاصدک های خوش خبر می شود و دل ها پرواز را تجربه می کنند. بغض سنگ می شکند و چشمه ها در خاک جاری می شوند. آن روز، روی لب های یکایک رهگذران گل لبخند می شکفد. آفتاب از سمت دل ها می تابد. زخم زمین الیتام پیدا می کند و ظلمت کده آسمان، مهمان پر فروغ ترین ستاره ها می شود. آن روز، پنجره ها به سمت وسعت بی نهایت خداوند باز می شوند. بلبلان بر شانه های تو، زیباترین ترانه هستی را سر می دهند و عاشقِ گلِ روی تو می شوند. شقایق ها از زمین سر بر می کنند و حضور پاک تو را نفس می کشند.

ای نور روشنی بخش! کائنات در انتظار آن روز ایستاده اند و چشم های زمین، بر تمام جاده ها خیره مانده است. بگو از کدام سمت می آیی تا قدوم سبزت را گل باران کنیم.

بلندترین واژه هستی

مهدی جان! هر سال در سال روز میلادت، دوباره زخم دل ما سرباز می کند و دوباره اشتیاق در ما زبانه می کشد. اشک درچشمان ما شکوفه می کند و انتظارْ معنای وسیع تری می یابد. دستان مان دوباره بر سر سجاده تمنا به آسمان پیوند می خورد و شکوفه های نیاز، بر آن ها گل می کنند.

ای بهانه آفرینش! ما به وجود تو زنده ایم. درختان به وجود تو ایستاده اند. زمین زیر گام های توست که می چرخد و کائناتْ حیات خویش را از تو به وام گرفته اند و هستی با حضور تو نفس می کشد.

ای بلندترین واژه هستی! تو در اوج حضور ایستاده ای و غیبت ما را می نگری و بر غفلت ما می گریی. در این نیمه شعبان و در آستانه ماه رمضان، بخواه که پرده های جهل و ظلمت از دیدگان ما کنار رود و جمال دلربای بلندترین واژه هستی، یوسف زهرا، مهدی موعود را بنگریم.

از آن سوی دریاها

می آیی از آن سوی افق های دور و لحظه هایمان را نورباران و تمام مستضعفان جهان را مهمان سفره قلبت می کنی. می آیی از آن سوی دریاها و ما را از جاری لبانت سیراب می کنی و در آسمان دلت پرواز می دهی. می آیی از سمت خدا و وجودمان را از هر کینه و حرص و تیرگی شست و شو می دهی. آن روز که بیایی، تمام جاده های جهان با گل های ارغوانی فرش راه تو می شوند و قدم های تو را بوسه باران می کنند. گوش هامان منتظرند تا با طنین نغمه آسمانی ات پر شوند؛ آن هنگام که کنار کعبه ندا می دهی «اَنا بقیهُ اللّه » و دست هایت در تمام زمین جاری می شود تا ریشه های ظلم و ستم را درو کند و در تمام زمین عدالت بکارد.

ای آفتابی ترین! در روز میلادت، دوباره زخم فراق تو در ما سرباز کرده است. دراین روز، ما دست هامان را به سمت آسمان بلند می کنیم و ازخداوند می خواهیم با تعجیل در ظهورت، قلب هامان را از هر بغض و حرص شفا بخشد.

ناب ترین عطر جهان

درود بر تو ای دوازدهمین ستاره تاب ناک آسمان ولایت! سلام بر تو ای روشنی کائنات! ای آفتاب تابیده از آسمان های دور دست! ای خوش بوترین عطر جهان! آن هنگام که نسیم، رایحه دل نوازت را دردشت ها می پراکند، کدام گل از عطر ناب تو سرمست نمی شود و کدام رودْ در جست وجوی تو در تمام زمین، ترانه انتظار سر نمی دهد؟ گنجشک ها چسبیده به شاخه سیاه روزگار، سرود نام تو را می خوانند، زمینْ سال هاست در انتظار گام های تو خیره مانده است و درختان، هزار سال است در قنوت دست هایشانْ تو را به یاری می طلبند. ای آخرین نجات! بگو قلب هامان کی به اجابت می رسد، چشم هامانْ چه وقت با اشک شوق چراغانی می شود و گوش هامانْ چه هنگام با طنین آسمانی صدایت آشنا می گردند.

در این روز مبارک، از خدا می خواهیم که ظهورت را نزدیک فرماید، تا وجودمان در فصل وصل، بادست های بهارآورتْ به گل بنشیند.

حضرت مهدی(عج) در آینه شعر فارسی

شفای زخم

ای شفای زخم های شیعیان

تا به کی باید ز ما باشی نهان

ما شقایق های ماتم دیده ایم

سیزده داغ غریبی دیده ایم

سیزده ماتم که ما را سوخته

سیزده بار این چمن ها سوخته

مهدیا، بنگر که نالد مرتضی

در دل چاهی کنار نخل ها

ای نهان چون جان ز دیده یْ چشم ما

منتظر در سینه مانده خشم ما

ای خوشا بر غاصبان طغیان کنی

خشم ما را آتش سوزان کنی

آتشی گر از دل ما سرزند

بر بساط ظالمان اخگر زند

رضا مرادعلیان

دوری تو

هر چه آید به سرما همه از دوری توست

بانگ رسوایی من نیز ز مستوری توست

این خماری که مرا بر سر سودا زده است

نشئه غمزه آن نرگس مخموری توست

بلبل نطق مرا تا به دم نغمه صور

هوس زمزمه بر شاخ گل سوری توست

رو مگردان ز من تیرده دل ای چشمه نور

که مرا روشنی دل ز رخ نوری توست

«مُفتقِر» با همه آلایش پیدا و نهان

طالب مرحمت معنوی و صوری توست

آیت اللّه محمد حسین غروی اصفهانی(کمپانی)

زینت هر محفل

ای سید انس و جان، داد از غم تنهایی

مردیم ز هجرانت، ای کاش که بازآیی

آیا شود ای مولا، کز راه وفا این دم

شمس رخ نیکویت، بر خلق تو بنمایی

ای پرده نشین دل، وی صفوه آب و گل

ای زینت هر محفل، وقت است برون آیی

دریاب که بی یاریم، بی مونس و غمخواریم

درمانده و ناچاریم، تا چند شکیبایی

شهاب خوانساری

داغ فراق

دلم ز داغ فراق نگار می سوزد

چو شمع از غم آن گل عذار می سوزد

دلِ چو لاله من، ناله می کند شب و روز

ز سوز ناله من لاله زار می سوزد

قرار عالم هستی به بی قراری من

عنایتی، که دل بی قرار می سوزد

اگر به جرم محبت زنند بر دارم

ز سوز سینه من، چوب دار می سوزد

اگر که قطره اشکم به آتشی ریزد

ز سوز آتشِ آن قطره نار می سوزد

امام منتظران لحظه ای بیا بنگر

که ز آتشِ غم تو، روزگار می سوزد

نوای ناله نالانِ «هاشمی» گوید

دلم ز آتش هجران یار می سوزد

سید حسین هاشمی نژاد

بهانه

بیا که بی تو دل من بهانه می گیرد

به این نشان که ز کویت نشانه می گیرد

به دل ز هجر جمال تو آتشی دارم

که هر نفس به هوایت زبانه می گیرد

نشسته مرغ دلم روی باغ خانه تو

گمان مبرکه جز این گوشه لانه می گیرد

شدم گدای در خانه ای که جبرائیل

همیشه اذنْ از این آستانه می گیرد

امام عصر، ولیّ خدا، عزیز رسول

که دل سراغ رخش عاشقانه می گیرد

فدای مادر مظلومه اش که در محشر

سراغ شیفتگان دانه دانه می گیرد

بیا که ناله جان سوز «هاشمی» هر شب

به سوز آهْ ز کویت نشانه می گیرد

سید حسین هاشمی نژاد

زخم عشق

بیا و ختم کن به چشم هایت انتظار را

به بی صدا تبسمی، صدا بزن بهار را

نبودن تو کوه را پر از سکوت کرده است

و دشت های خسته از قرون بی شمار را

به گوشه چشمی از تو دردها به باد می روند

بزن به زخم عشق آن نگاه شاهکار را

تمام جمعه ها زمین امیدوار می شود

که پر کنی از آفتابْ آسمانِ تار را

حمید رضا شکارسری

نشانه

دوباره مرغ خیالم هوای کویَت کرد

گرفت دامن دل را و بند مویَت کرد

تویی بهانه شعرم، عزیز، ای زیبا

چگونه از تو نگویم، چگونه ای رعنا

تو را عزیزتر از جان، چگونه باید دید؟

شمیم وصل تو ای گل، چگونه باید چید؟

فدای صورت ماهت، ندیدنت تا کی؟

در انتظار ندای رسیدنت تاکی؟

میان فاصله ها رد پای دل مانده است

هنوز قافله عشق، پا به گِل مانده است

هنوز این دل عاشق بهانه می گیرد

و هر سپیده دم از تو نشانه می گیرد

نگاه خسته من هم چنان به درمانده است

هزار قافله دل به پشت درمانده است

بیا که این دل مجنون قرار را گم کرد

و باغ خاطر شعرم بهار را گم کرد

محمدرضا آخوندی

بشارت

غروب عمرِ شب انتظار نزدیک است

طلوع مشرقیِ آن سوار نزدیک است

دلم قرار نمی گیرد از تلاطم عشق

مگو «برای چه»؟ وقت قرار نزدیک است

اگر که در کف دیوارها گل و لاله است

عجیب نیست، که دیدار یار نزدیک است

بیا که خانه تکانی کنیم دل ها را

از انجماد کسالت، بهار نزدیک است

بیا! چو لاله تنت را به زخم آذین بند

بیا و زود بیا! روز بارْ نزدیک است

فریب خویش مده، تشنگیتْ خواهد کشت

دو گامْ پیش بنه، چشمه سار نزدیک است

در آسمان پگاه آن پرنده را دیدی

اسیرموج نگردی، کنار نزدیک است

سهیل محمودی

منجی جهان

برخیز که منجیِ جهان می آید

آن حجت حق، امید جان می آید

شد دامن نرگس از گلستان حسن

گل ریز که صاحب الزمان می آید

مشفق کاشانی

عمر انتظار

دل به ناگهانْ شبی دچار شد، نیامدی

چشم ماه و آفتاب تار شد، نیامدی

سنگ های سرزمین من در انتظار تو

زیر سم اسب ها غبار شد، نیامدی

چون عصای موریانه خورده دست های من

زیربار درد تار و مار شد، نیامدی

ای بلندتر ز کاش و دورتر ز کاشکی

روزهای رفته بی شمار شد، نیامدی

عمر انتظار ما حکایت ظهور تو

قصه بلند روزگار شد، نیامدی

عبدالجبار کاکایی

امید

بیا، و گرنه در این انتظار خواهم مرد

اگر که بی تو بیاید بهار، خواهم مرد

به روی گونه من اشک سال ها جاری است

و زیر پای همین آبشار خواهم مرد

خبر رسید که تو، با بهار می آیی

در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد

نیامدی و خدا آگه است، من هر روز

به اشتیاق رُخَت چند بار خواهم مرد

محسن حسن زاده

آتش فراق

از ما نشان کویش پرسند رهگذاران

من مانده ام، چه گویم در پاسخ سواران

یک شب به خواب دیدم، سیمای دل نشین اش

آیینه جمالش، یادآور بهاران

در آفتاب رویش، دیدم جمال احمد

الحق که هست مهدی، معبود چشمه ساران

مهدی! در انتظاریم، دیگر قرارمان نیست

پس کی رسد قراری، بر جان بی قراران

ای ماهتاب ایمان! سوزیم در فراقت

ای آن که شد وصالت، تنها امید یاران

در حسرت نگاهی بر آن رخ ملیحت

ترسم بمیرم آخر، نادیده روی جانان

جانا بیا عیان کن، رخسار هم چو ماهت

آن پرده را فروهل، محبوب گل عذاران

زهرا عبدی قهرودی

طلوع نور

در دو دستش نورْ از آن سوی شب ها خواهد آمد

آن فروغ عدلْ آن قدّیسِ تنها خواهد آمد

از دل دریای ظلمت، ناخدای کشتی حق

یاور روح خدا، خورشید بطحا، خواهد آمد

خواهد آمد تا ستاند دادِ مظلومان عالم

منجیِ پرده نشین، از عرش اعلا خواهد آمد

تک سوار دادگستر، آن که از شوق طلوعش

گل بجوشد از شکافِ سنگ خارا خواهد آمد

صبح در یک دست و عطر دوستی در دست دیگر

یک شب از بام بلند نیمه شب ها خواهد آمد

خار را از ساقه خواهد چید، پاییز از درختان

زنگ تا بر چیند از آینه ما خواهد آمد

آه… تصویر بهاران است او در خاطر من

تا بپاشد خرمن گل شاخه ها را خواهد آمد

خیز تا یاری کنیم اینک امام عصر خود را

کز پسِ امروز، فجر صبح فردا خواهد آمد

گوهر دامان نرجس شاه کار آفرینش

نور رخشان امامت، ماه مینا خواهد آمد

سپیده کاشانی

منبع : http://www.hawzah.net

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*